الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

139

كفاية الأصول ( فارسى )

2 - قطعا امام عليه السّلام درصدد اخبار نبوده است . پس : حمل بر معناى حقيقى ، متعذّر است . 3 - معناى مجازى ( يغتسل ) اين است كه : غسل داراى محبوبيّت است و لكن براى ما مشخص نيست كه آن مطلوبيّت به نحو ( وجوب ) است يا به نحو ( استحباب ) و لذا چون معناى مجازى ، متعدّد است و قرينه‌اى بر تعيين نداريم و ترجيحى هم در كار نيست مىگوئيم : جملهء مذكور ، دلالت بر مطلوبيت غسل دارد و نه ( وجوب ) غسل . و امّا از محتواى كلام مرحوم آخوند برمىآيد كه گويا ايشان هم پذيرفته است كه جملهء ( يغتسل ) و امثالهم ، در معناى حقيقىشان استعمال نشده بلكه در معناى مجازى به كار رفته و معانى مجازى هم متعددند بدين معنا كه وجوب يك معناى مجازى و استحباب هم يك معناى مجازى ديگر است . امّا اينكه منكرين مىگويند كه ( وجوب ) در اين ميان فاقد امتياز است آن را نپذيرفته ، درصدد اثبات امتياز آن برآمده مىگويد : 1 - جملات مزبور در مقام بيان صادر شده‌اند و نه در مقام اجمال و اهمال ، يعنى مولى حقيقة در مقام تفهيم غرض خود به مكلف است . 2 - مقدّمات حكمت اقتضاء مىكند كه حتما مراد مكلف ، ( وجوب ) است ، چرا كه قرينه‌اى بر استحباب اقامه نشده و مكلف هم نمىتواند مردّد بماند . به عبارت ديگر : انصافا و يا وجدانا آن معناى مجازى كه با معناى حقيقى مناسبت دارد ، وجوب است . و معناى حقيقى اين است كه : جملهء مذكور حكايت از واقعيت مىكند و حال آنكه منكرين مىگويند اين معنا مراد نمىباشد و حال آنكه ما ، مانعيّتى بر اين مطلب نمىبينيم ، و لذا سؤال ما اين است كه : اين مطلوبيّت غسل و يا . . . كه با معناى حقيقى تناسب دارد ، آيا به نحو وجوب است يا به نحو استحباب ؟ بديهى است كه اگر لفظ ( يغتسل ) ، در معناى مجازى هم استعمال شده باشد ، معناى مجازى مناسب با معناى حقيقىاش ، همان طلبى است كه مكلف را وادار مىكند كه غسل را در خارج انجام دهد . پس : طلبى كه منافاتى با ترك غسل ندارد و بعث و تحريك وجوبى در آن نمىباشد ، چندان مناسبتى با واقعيت غسل و حكايت از واقعيت ندارد و لذا اگر نكتهء مزبور مثبت ادعاى ما هم نباشد و در نتيجه نوبت به تعدّد مجاز برسد ، لا اقل اين ارزش را دارد كه ( وجوب ) را از ميان معانى مجازى انتخاب نمايد ، و شدت مناسبت وجوب با بيان واقعيّت ، سبب مىشود كه وجوب از ميان